تبليغاتX
دوسیه

روزگاری یکی از انقلابیون ایران که هرگز در باورش نمی گنجید پس از انقلاب، کشور به دست روحانیون اداره شود جمله ای گفت که باید آن را بر پیشانی تاریخ معاصر این کشور نوشت:« مردم ایران یک حکومت به روحانیون بدهکار و روحانیون یک حکومت از مردم ایران طلبکار بودند.»
روحانیون ایرانی، چه مغ های زرتشتی که که در بارگاه ساسانیان قدر و منزلت فراوان دیدند و چه روحانیون شیعه که صفویان آنها را ارجمند می داشتند هرگز مستقیما امور اداره ملک و رعیت را به دست نگرفتند و از این بابت همیشه گله مند بودند.دو هزار و پانصد سال جدایی نهاد دین از نهاد قدرت، برای کشوری که مذهب با وجود مردمانش پیوند خورده و هیچ کس را گریز و گزیری از آن نیست، زمان طولانیی است. در تخیل مردمی که گویا در سه هزار سال گذشته همیشه خدای ناپیدای نامیرا را می پرستیدند، تحقق قوانین اهورایی و جاودانه خداوند که عدالت راستین را بر زمین جاری خواهد کرد و تهیدستان و فرومایگان را کامروا خواهد کرد، امری ناشدنی بود چراکه پادشاهان اگرچه فره ایزدی داشتند اما کار مملکت را به دست عقل و درایت زمینی سامان می دادند. این موضوع باب گله مندی روحانیون ایرانی را گشود که خلایق را بشارت می دادند اگر ایشان بر اریکه قدرت بنشینند عدل الهی بر زمین جاری خواهد شد.
به همین اعتبار باید گفت که جمهوری اسلامی بهترین نوع حکومت در تاریخ معاصر ایران بود. این وعدیه الهی که باید روزی به روحانیون می رسید، با یک تاخیر طولانی و درست در روزگاری که دنیا سازوکار متفاوتی را برای اداره جوامع انتخاب کرده، در دستان آنها قرار گرفته است. شرایط برای تحقق آن عدالت و نیکخواهی  و بهشتی که وعده داده می شد، مهیا است و چشمهای مردم به عملکرد مروجان این ایدوئولوژی است.اما اتفاقی در این میان وضعیت را کمی پیچیده تر کرده است. البته این اتفاق شاید در مسیر جامعه برای تصورکردن یک حکومت دینی موثرتر از حکومت روحانیون باشد.
سی سال حاکمان ایران سعی کردند تا شریعت را با شیوه های عرفی حکومت داری مانند رجوع به آرای مردم جمع کنند. در این سال ها غالبا انتخابات هایی برگزار می شد که توانایی تغییر در رده های میانی قدرت را داشت اما این روزها زندان های ایران مملو از افرادی است که معتقدند دین و دموکراسی قرابت هایی با هم دارند که توانایی همزیستی مسالمت آمیز را بین آنها فراهم می کند. پیش از این روحانیون ایرانی با وجود اختلاف هایی عظیمی که با این دسته داشتند آنها را تحمل می کردند، چراکه اختلاف آنها بیشتر در تفاوت دیدگاه بود. یک طرف اصالت را با عقلانیت عرفی می دانست و دیگری شرعیت را اصل قرار می داد و بازگشت به سنت های دینی را مهم ترین انگیزه خود اعلام می کرد.
اما اتفاقات چند ماه اخیر پیام روشنی دارد. روحانیون در حال اخراج شدن از حکومت دینی ایران اند. گروهی که خود را انقلابی تر از بنیانگذاران انقلاب می داند، راه و رسم دینداری روحانیون را نیز برنمی تابد. شکاف عظیمی که بین نیروهای اصولگرا ایجاد شده است موید این موضوع است. این دسته جدید اساسا استفاده از عقلانیت در دست یابی به اهداف متعالی خود را نوعی شرک می داند و بیش از آنکه در قید و بند اداره امور باشد، چشم از هدف خود بر نمی دارند. آنان همچنان که انقلاب را تحریف شده می دانند، تصور دینی روحانیون را هم تحریف شده قلمداد می کنند. تصور آنها از دین به مجموعه دستورات اخلاقی و معنوی خلاصه نمی شود که هدف آن ارتقا جایگاه روحی انسان است. دین از نگاه این دسته نوظهور ایدئولوژی قدرمتندی است که توانایی تسلط بر تمامی دنیا را به آنها می دهد و باید به این شیوه همه جهانیان را به بهشت فرستاد. این نگاه رواداری و مسامحه با مخالفان و سنگ اندازان در این راه را نمی پذیرد. این نگاه هر دسته ای را به چوبی می راند، مراجع تقلید و روحانیون میانه رو را به دلیل سستی در اجرای احکام الهی، کارگزاران دولت و تکنوکرات ها را به دلیل فساد و سنگ اندازی در راه شکوه و عظمت کشور، روشنفکران دینی و سکولار را به دلیل باور نداشتن به آرمان های رازآلود آنها، نظام بین المللی را به دلیل مقابله با عظمت طلبی آنها، رسانه ها را به دلیل دروغ پردازی، سیستم بانکی را به دلیل جلوگیری از اجرای عدالت، مردم را به دلیل غرق شدن در انحراف و....
این نوظهوران ایران که اسلافی در گوشه و کنار جهان و بیشتر در همسایگی کشور دارند، مخالفت با آرمان های خود را مخالفت با اراده خدا و امام زمان می دانند که باید به هر طریقی مقابل آن ایستاد. این گروه نوظهور به سرعت در ارکان قدرت ایران نفوذ کرده است. اما برای ثبات قدرت خود به نیروی نظامی و حذف قدرت های موازی مانند روحانیون بانفوذ نیاز دارد.این فرایند رعب آور همچنان به نام دین صورت می گیرد و آنها که روحانیت را واجد شرایط استقرار حکومت دینی نمی دانند، قدرت را به دست می گیرند تا شریعت را بر زمین جاری کنند. بسیاری از کشورهای دنیا این موضوع را صدها سال پیش از این تجربه کردند که برای آنها بسیار سودمند بود. آیا ایرانی ها هم از این ورطه به سلامت و با تجربه بزرگی مانند کشورهای مسیحی عبور می کنند؟  آیا ایران حد وسط تاریخ خود را تجربه می کند؟

+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت   توسط حمیدرضا ابراهیم زاده  | 



Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo