در شرایط مهیا بودن یک انتخابات نیمه آزاد همه ما در سایه قدرت گرفتن مثلا نماینده افکارمان می رفتیم کنجه خانه می نشستیم و چشم می دوختیم به گذر ایام که کی دوباره زمان عمل به تکلیف شرعی امان در انتخابات بعدی فرا می رسد. ولی حالا باید چه کار کنیم؟ جز اینکه باید راه های دیگری برای تغییر شرایط زندگی امان پیدا کنیم.جز اینکه فهمیدیم که درخانه کسی نیست و ما بیهوده بر در بسته می کوبیم سر. ما می توانستیم حالا حالا برای دریافتن این موضوع سرکار باشیم. از دوم خرداد که بدتر نمی شد. با آن همه شور و اشتیاق و همراهی افکار عمومی به راحتی ندای اصلاحات خفه شد. . تازه اگر به فرض مجلس ششمی هم به دنیا می آمد که خب شورای محترم نگهبان هست برای جلوگیری از رعشه ارکان نظام. برای چی باید از انتخابات ترسید؟
کدام برای نظام بهتر است، برگزاری کنترل شده یک انتخابات نیمه آزاد یا سپردن عنان فکر و برنامه به دست خود مردم؟ اگر من یک تمامیت خواه بودم که پز دموکراسی می دادم مطمئنا راه اول را انتخاب می کردم. چون به اندازه کافی ابزار برای کنترل نماینده و رئیس جمهور و هر نهاد انتخابی دیگر دارم. حالا که اینطور است چرا دلخوشی ما را که کلی برایمان اوقات خوش انتخاباتی درست می کرد از ما گرفتید؟


